حاج ملا هادي السبزواري

221

شرح مثنوى

هيچ پيغمبر مرسل . فاعقلوا : پس تعقل كنيد و غور كنيد و مرتبهء خاتم انبياء و شاه اولياء را . و در بعض نسخ : « فافعلوا » يعنى پس كار كنيد و تصفيه نماييد . ( ( 3955 ) ) گفت ما زاغيم همچون زاغ نى * مست صباغيم مست باغ نى ن 195 5 - ك 77 2 گفت ما زاغيم : « ما » نافيه است ، يعنى مصداقيم * ( ما زاغَ اَلْبَصَرُ وَما طَغى 53 : 17 ( 1 ) را كه در حق پيغمبر است كه ميل نكرده بصر محمد ( ص ) به يمين و شمال ، و چشم نيانداخته بر مجازات اصحاب يمين و عبادت نكرده از بيم مجازات اصحاب شمال چنان كه مضمون مصراع ثانى است كه : مست صباغيم : يعنى خود مصوّر را طالبيم نه نگاشتهء او را و باغ آخرت و دنياى او را . و فرموده ى او كه همچون زاغ نه به سبب آن است كه زاغ « دائماً باشد به دنيا عمر خواه » و ما حيات دنيوى را نمىخواهيم و تشنهء لقاى دوستيم . ( ( 3956 ) ) چون كه مخزنهاى افلاك و عقول * چون خسى آمد بر چشم رسول ن 195 6 - ك 77 3 عقولِ : متعلقهء جزييه ، مضمون بعض اخبار است « كه عناصر در جنب افلاك كحلقة فى فلاة » مثل حلقه است در بيابان و همچنين افلاك در جنب عالم مجردات متعلقه و آنها در جنب مجردات مرسله چون حقيرى است در عظيمى . ( ( 3957 ) ) پس چه باشد مكه و شام و عراق * كه نمايد او نبرد و اشتياق ن 195 7 - ك 77 3 بس چه باشد : زمين در جنب اين نُه طاق مينا چو خشخاشى بود بر روى دريا اشتياق : ( به شين معجمه و ياء مثناة تحت ) و بهتر به سين مهمله و باء موحده است و با نبرد كه در فارسى به معنى جنگ است انسب است و به معنى سبقت و غلبه در جنگ است و به معنى سبقت گرفتن در اخذ سبق ( به فتح باء ) است نيز ، كه در باب سبق و رمايه در فقه مشروح است . ( ( 3969 ) ) در نُبى فرمود كاى قوم يهود * صادقان را مرگ باشد گنج و سود ن 195 19 - ك 77 9 در نُبى فرمود : * ( قُلْ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّه مِنْ دُونِ اَلنَّاسِ فَتَمَنَّوُا اَلْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ 62 : 6 ( 2 ) يعنى اى يهودان اگر گمان مىكنيد كه شماييد دوستان خدا نه مردم ديگر ، پس آرزوى مرگ كنيد اگر صادقانيد .

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نجم ، آيهء 17 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء جمعه ، آيهء 6 .